پسر گل من و بازی هاش
سلام سلام
اول از همه ببخشید که دیر به دیر میام مطلب می ذارم راستش اینقدر که سرعت سایت پایین اومده خیلی سخت میشه مطلب ارسال کرد.
ولی دلم برای همه ی دوستای گلم تنگ شده بود
گل پسر ما هم این روزا خدا رو شکر خوبه و حسابی سرگرم بازی و شیطنته و همچنان داره به آتیش سوزوندناش اضافه میشه.gif)
و تا وقت گیر میاره شروع می کنه به اذیت کردن خاله سعیده و موهاش رو میکشه و اون موقع هست که جیغ خاله سعیده در میاد
تازگی های یاد گرفته که بازی کامپیوتری کنه و عاشق مرغ بازیه
و هر دفعه که می بازه میگه مودی یعنی مردی
الهی قربون اون بازی کردنت بشم قند عسلم
راستی نمیدونم چرا این روزا از گربه میترسه و به خصوص شبها وقتی میاد بیرون دور رو برش رو یه نگاهی میندازه تا مبادا گربه ای بیاد
آخه قربونت برم پیشی که ترس ندارن ببین چقدر نازن
عزیز دلم امیدوارم هرجا که هستی خوشحال و شاد باشی و خدا هم همیشه پشت و پناهت باشه


پسر گل من و بازی هاش 


